تبليغاتX
یادداشتهای دانشجوی پزشکی - The lord of the points

     >> ارباب نمره ها<<

 

 

 

The lord of the points 

 

                            

  قسمت دوم:

 

 

صبح  شنبه بود و خورشید در آسمان خودنمائی می کرد .چهار هم اتاقی

 

فرودو, سام مری و پپین  در راهرو کلاسها دور هم جمع شده بودند و با هم

 

از گذشته ها      می گفتند همگی گرم صحبت شده بودند و از خطری

 

که هر لحظه به آنها نزدیکتر می شد بی خبر بودند.

 

اولین جلسه کلاس فارماکولوژی آنروز ودر آنجا تشکیل می شد. در همین

 

اوضاع و احوال بودند که سام با گوشش که از همه تیز تر بود صدای

 

قدمهای یک فرد بیگانه را شنید. همگی تصمیم گرفتند که داخل

 

کلاس پنهان شوند صدا نزدیکتر و نزدیکتر می شد ناگهان آنها شبحی

 

سیا هپوش را دیدند که گویی به دنبال آنها می گشت و در پی آنها

 

وارد کلاس شد تاریکی همه جا را فرا گرفت طوری که تشخیص دادن

 

یک اسب هم از نزدیک مشکل بود."او رهد" روشن شد. پس از آن شبح

 

سیاه به انتهای کلاس رفت و شروع کرد به حرف زدن, کلام او با خود

 

وحشت را به ارمغان می آورد ,او از دخمه هائی به شکل آزمایشگاه می گفت

 

که موجودات را زنده زنده شکنجه می کردند و از آزار آنها لذت می بردند

 

وهمه را مجبور می کردند که این کار را انجام بدهند . چهار هابیت جوان

 

می خواستند فرار بکنند ولی در بسته بود و او حضورو غیاب می کرد.شبح

 

سیاه که به ظاهر توجهی به هابیت ها ندا شت به حرف زدن ادامه داد و

 

گفت حالا درس اصلی را شروع می کنیم. ناگهان فرودو متوجه شد که

 

شبح به زبان عجیبی حرف می زند زبانی که هیچ شباهتی به زبان هابیت ها

 

و الف ها ندارد شاید زبان موردورها!! شدیدا احساس ناتوانی کرد انگار

 

شبح با نیروئی ناشناخته و نیرومند او را مجبور می کرد جزوه بنویسد.  شبح

 

سیاه کو چکترین توجهی به عجز و التماس آنها یی که در آخرین لحظات

 

زندگی می گفتند" آنترا کت" نمی کرد. فرودو در ذهن خود می گفت

 

گاندالف کجائی؟ چنین لحظه ای که به تو نیازدارم غیبت زده است اما

 

سرانجام درست در لحظه ای که جان هابیت ها به خطر افتاده بود به طرز

 

عجیبی کابوس سیاه تمام شد و شبح تاریکی که صدای اربابان خود را

 

شنیده بود ناپدید شد.

 

+ نوشته شده توسط حامد در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 5:33 |